محمد رضا طباطبايى تبريزى

56

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

به طمع ارزانى كشتى يا از براى بلديّت در كارهاى ديگر ، انواع طرّارى و حيله‌بازى را به‌كار ببرند . از اين نوع اشخاص در همه‌جا احتراز بايد كرد . رابعا اگر شخص حاجى بخواهد كه با كسى رفيق و همسفر باشد ، منتخب نمايد كسى را كه در خلق و رفتار مناسب و موافق حال خود باشد ، همراه و همراهش شود و در بين راه در انظار خارجه و داخله براى جزئى امورات باهم مداقّه ننمايد . شخص مسافر نه در اين راه بلكه در همهء اسفار بايد دنائت طبع را كنار بگذارد و حركات بعض كسانى را كه خود را به جماعت حجاج داخل كرده ترك نمايد . از جمله حركات ناشايسته بعض پس‌فطرت‌ها اين بود كه در مكهء معظّمه مثلا در حين طواف نعلين خود را زير بغل زده ، مشغول طواف مىشدند و يا در آستانهء مقدّسه حضرت نبوى - صلّى اللّه عليه و آله - به كفشدار پول نداده ، بسى بىحرمتى ديده و مىشنيدند و به خادمان و مطوّفان حرم محترم وجه مقرّرى خادمان و مطوّفان حرمين شريفين را نداده او را منفعت خود مىدانستند و حال آن‌كه آنها هم در اخذ وجوهات رسمى در مكهء معظّمه يا در مدينهء طيّبه طورى اسباب فراهم آورده‌اند كه مفرّ ممكن نيست . پس اگر خود حجّاج بدون ملاحظه اين جور وجوهات جزئى را بدهند ، نه آنها بدسلوكى را مىكنند و نه اينها آبروى خود را به دست مىريزند . شخص آبرومند نبايد پول را محبوب‌تر از آبروى خود داند و باعث بدنامى جمعى باشد . در حقيقت كرامت و سخاوت صفتى است فطرى و طبيعى كه از اوصاف حسنهء انسانيه است ، چه در سفر و چه در حضر ، هركس موصوف بدين صفات شد ، بعض مقامات انسانيّت را داراست . كرم مرد به جود است و سخاوت به سجود * هركه اين هردو ندارد عدمش به ز وجود خامسا اگر حاجى به‌قدر امكان اسباب سفر خود را مخفّف نمايد ، موجب آسودگى خاطرش خواهد و تخفيف كلّى هم در مخارج مىكند . مثلا رخت زمستانى را به حجاز بردن لازم نيست . اگر كرايهء حمل‌ونقل آنها را در محل حاجت به ملبوس زمستانى صرف نمايد ، البته به مراتب بهتر و پاكيزه‌ترش را